تبلیغات
مدیریت پروژه و ساخت - مطالب زبان
 
مدیریت پروژه و ساخت
وبلاگ راهنمای کنکور کارشناسی ارشد مدیریت پروژه و ساخت
درباره وبلاگ


این وبلاگ قراره برای کمک به داوطلبین کنکور مدیریت پروژه و ساخت ، و خصوصا دوستان عزیزی که به منابع کامل دسترسی ندارند، فعالیت کرده و امیدواریم که محلی بشه تا رتبه های برتر آزمون کارشناسی ارشد 1391 بتونن اینجا جمع بشن و تمام تجربیاتشون رو در اختیار داوطلبین این آزمون برای سال 1392 قرار بدن.
-----------------------------------
به لطف رتبه های برتر آزمون کارشناسی ارشد 1392، فعالیت وبلاگ تا آزمون کارشناسی ارشد 1393 نیز ادامه خواهد یافت.
-----------------------------------
خوشبختانه بازهم دوستان عزیز رتبه برتر لطف کردند و با ما همراه شدند که بتونیم تا آزمون 1394 هم با شما باشیم.
----------------------------------
ان‌شاءالله تا آزمون 1395 نیز با شما خواهیم بود.

تلگرام بنده:
telegram.me/hosseinshokouhi

مدیر وبلاگ : حسین شکوهی
نویسندگان
شنبه 27 خرداد 1391

برای کنکور سال90 :

عمومی:

با توجه به اینکه پایه زبان خوبی نداشتم با کتاب 504 شروع کردم، و بعد کتاب essential word for toefl خوندم، همزمان فیش نویسی می کردم لغات مهم ، از اونجایی دامنه لغاتم در ابتدا خیلی پایین بود، با فیش نویسی و مرور لغات مهم به خاطر میسپردم و بعد موقع خواندن درس بعدی یک بار دیگه به کاربرد لغات حفظ شده  تو جمله دقت می کردم . آبان 89 طی یک ماه تقریبا 30 درس کتاب    essential و خوندم و فیش نویسی کردم، هر شب مرتبا فیش های یاداشت شده مرور می کردم. تونسته بودم زبان ضعیف خودم و به این روش تا حد قابل قبولی ارتقا بدم، و یادمه یکی دو بار وقفه ای که ایجاد شد به شدت باعث افت و دوباره کاری شد. تنها نکته ای که می تونم بگم اینه که آهسته و پیوسته بخونید، به هیچ وجه رها نکنین، یادمه یه بار تو آزمون آزمایشی بالاترین درصد زبان زدم، و یه مدت زبان و رها کردم و واقعا شاهد افت بودم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : زبان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 خرداد 1391
با سلام به همه دوستان

راستش من درباره زبان و نحوه خوندنش نمی تونم راهنمایی زیادی بکنم چون خودم ضربه بزرگی که خوردم از زبان خوردم ولی حتماً با دقت مطالبی که نوشتم را بخونید که خیلی بدردتون می خوره .
من از تیر شروع به خوندن کردم ولی به راهنمایی خیلی ها که گفتن با زبان شروع کن گوش  ندادم و با مدیریت شروع کردم ببینید من چون پایه زبانم قوی نبود از زبان خوشم نمی اومد و دل به زبان نمی دادم ، بچه ها با یک مقایسه ساده خودتون می تونید به سرنوشت سازی زبان تو این رشته پی ببرید من هیچ جسارتی به کسی نمی کنم همه زحمت کشیدن و لایق همون هستن که بهش رسیدن من فقط قصدم روشن کردن حقایق عینی هست که بعضی ها از جمله خودم یکم بی توجه هستن ، ببینید درصد های منو با رتبه 3 مقایسه کنید من تمام درصد هام بالاتراز رتبه 3 هست بجز زبان این یک واقعیت که زبان جقدر تعین کننده هست من خیلی وقت ها زبان رو به طور کامل از برنامه درسیم خارج کرده بودم و حالا از فقط می تونم به شما این راهنمایی رو کنم که اگر برای زبان وقت نذارید بزرگترین ضربه ر خواهید خورد من حتی سر جلسه هم اشتباه کردم و با استرس چند تا سوال را که تردید داشتم زدم  بقول حسین جان که من نتونستم این کار را انجام بدم  اگه فقط 6 تا زبان را درست میزدم و بقیه رو درست سفید میذاشتم الان ...
به تمام راهنمایی های علی آقا و بقیه خوب گوش کنید از همین امروز شروع به خوندن زبان کنید اگه مثل من پایه قوی زبان ندارید حتی با ساده ترین لغات حتی از دوران دبیرستان شروع کنید و سعی کنید سریع قوی کنید خودتون من اگه برگردم به عقب تیر سال پیش بشه از زبان شروع می کنم خیلی جدی میگیرمش .

در پست های بعدی درباره اولویت خوندن کتابها برنامه ریزی و چگونگی تهیه کتابها که خودم انجام دادم توضیح میدم و حرف علی جان که هرکس روشی داره و نمیشه دقیقاً مثل کسی کاری رو انجام داد کاملاً صحیح و باید روش خوندن خودتون رو کم کم پیدا کنید فعلاً زبان رو تو مرکز تمرکزتون قرار بدهید .

موفق بشید .




نوع مطلب : زبان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 خرداد 1391

سلام دوباره و ممنون از لطفتون

قبل از اینکه از تجربیاتم در مورد زبان بگم لازم می‏دونم روی 2 نکته تاکید کنم . اول این‏که دوستانی که تصمیم دارن امسال رتبه قبولی بیارن باید مطالعه زبان رو همین روزها شروع کرده باشن و اگر نکردن حداکثر تا چند روز آینده شروع کنند .

و دوم اینکه من قراره اینجا از تجربیات خودم بگم . هر کس باید روش خودش رو پیدا کنه و با اون روش پیش بره . طبیعیه که میشه از قسمت‏هایی از این تجربیات استفاده کرد اما تقلید صرف قطعا بی‏فایده است . برای مثال اگر من کتابی که خودم برای درس زبان خوندم رو معرفی می‏کنم هرگز به معنی این نیست که اون کتاب بهترین منبعه و برای همه ایده آله .

من زبان رو از همین روزا شروع کردم . یعنی اواسط خرداد . خوشبختانه یا متاسفانه از طریق همین وبلاگ با کتاب آقای قاسمی آشنا شدم . تا اواخر مرداد کتاب واژگان ارشد 1 و 2 رو خوندم و بعد کتاب واژگان 3 و 4 رو شروع کردم که تقریبا تا یک ماه مانده به کنکور خوندنش رو ادامه دادم . یک ماه آخر هم به عنوان یکی از منابع دوره، سراغ کتاب ESSENTIAL WORDS FOR THE TOEFL رفتم . از این طریق لغت‏های مهم رو دوره کردم و البته دایره لغتم رو کاملتر .

اینکه می‏گم خوشبختانه یا متاسفانه دلیل داره . کتابی که اسم بردم یک حسن مهم داره . گردآوری واژگان مهم و پرتکرار آزمون‏های ارشد به همراه تست های مرتبط . از طرفی به این خاطر گفتم متاسفانه  که این کتاب گاها ایراداتی هم داره . لغات تکراری ، تست‏های تالیفی گاها غیراستاندارد ، معانی غلط و غیردقیق و ...

به هر حال بنا بر اتفاق من با این کتاب شروع کردم و آنچه مطمئن بودم این بود که برای مطالعه درس زبان باید یک راه رو انتخاب کنم و با ثبات تا آخرش برم . حتی اگر اون روش بهترین روش نباشه . همونطور که در پستِ معرفی عرض کردم ثبات در مطالعه زبان مهم‏ترین بخش قضیه است .

برای مطالعه زبان هدف رو گسترش دایره لغاتم قرار داده بودم و اینکه تا جایی که می تونم لغت بخونم، حفظ کنم و از همه مهم تر با کاربرد هر لغت در جمله آشنا بشم و نهایتا هم‏زمان دوره کنم .

پس شد 4 مرحله . خوندن لغت، حفظ کردنش، یافتن کاربرد رایج و درستش در زبان انگلیسی و دوره . البته این رو هم باید بگم که این چهار مرحله رو با هم پیش می‏بردم . کاملا هم زمان . از ابتدای بهمن هم فقط با مرحله 4 پیش رفتم و مطالعه و حفظ لغت‏های جدید رو تقریبا متوقف کردم .

در مرحله اول با کتاب آقای قاسمی و بعد با کتاب ESSENTIAL.. پیش رفتم .

برای به خاطر سپردن لغات از دو شیوه استفاده کردم . یکی فیش‏نویسی بود و دیگری هم یادداشت لغت‏ها در دفترچه . هر دو روش بر اصل تکرار زیاد استوار بودن .

لغات جدید رو در دفترچه یادداشت می‏کردم . هر چه پیش می‏رفتم تعداد لغات شبیه به هم بیشتر می‏شد . منظورم هم شباهت معنای‏است و هم شباهت ظاهری. وقتی به یک کلمه بر می‏خوردم که قبلا شبیهش رو توی دفترچم نوشته بودم ، لغت جدید رو می‏نوشتم و با رجوع به حافظه‏ام تمام لغت‏های هم‏معنی یا هم‏شکل با این لغتِ جدید ( که قبلا بهشون برخورده بودم ) رو کنار لغت جدید می نوشتم . باز پیش می‏رفتم . مجددا وقتی لغت جدیدی هم‏معنی یا هم شکل با اون دسته لغت می‏دیدم می‏نوشتمش و تمام اون لغت‏ها رو باز کنار لغت جدید بازنویسی می‏کردم و همچنان تکرار این کار تا اول بهمن ماه !! نهایتا من 10 دفترچه داشتم که در هر کدومشون ممکن بود یک گروه از لغات در صفحات مختلف چندین بار کنار هم نوشته شده باشن . از این کارِ به ظاهر کسالت بار خسته نمی‏شدم چون می‏دونستم برام مفیده و نتیجه می‏ده . پیش می‏اومد که در بعضی صفحات 10 یا 15 تا لغت شبیه ( از لحاظ معنا یا ظاهر ) کنار هم نوشته بودم . مجبور بودم لغات قبلی رو به یاد بیارم و این برای ثبت لغت‏ها در ذهنم بسیار مفید بود . البته اگر لغت یا لغت‏های قبلی رو به یاد نمی‏اوردم نهایتا از طریق مترجم گوگل و تایپ معنای مشترک اونها به فارسی مشکلم حل می‏شد چون گشتن تو دفترچه‏ها وقت گیر بود . ( اینو بگم که مترجم گوگل ابزار بسیار ضعیفیه و من در همین حد ازش استفاده می‏کردم )

نکته مهم اما اینجا بود که هر هفته یک دور کامل همه دفترچه‏ها ( هر تعداد دفترچه که تا اون تاریخ خاص داشتم ) رو می‏خوندم و لغات سختی که با همه این تمهیدات تو ذهنم نمی‏موند رو فیش‏نویسی می‏کردم و هر شب نیم ساعت دورشون می‏کردم. خوندن فیش‏ها رو هم مثل دفترچه‏ها تا روز قبل کنکور ادامه دادم .

این هم از مرحله دوم یعنی به خاطر سپردن لغت ها . اما قطعا حفظ کردن لغت، کلید کسب درصد قابل قبول در کنکور نیست . مرحله اصلی درک و شناخت کاربرد درست هر لغت در جمله‏است . اینکه فلان لغت در چه جمله‏ای به کار میره و برای بیان فلان جمله یا مفهوم از کدوم لغت استفاده میشه . همیشه تست‏هایی در زبان عمومی هستن که 3 یا حتی 4 گزینه دارن که در ظاهر درست به نظر میان . کلید این بخش استفاده از دیکشنریه . از خرداد 90 تا بهمن ماه ، موقع خوندن زبان ، دیکشنری لانگمن ( Advanced learners  ) در کنار من بود ( البته نرم افزار موجود در این دیکشنری را روی کامپیوترم نصب کرده بودم تا وقتم گرفته نشه ) . هر لغت جدیدی که با کاربرد دقیقش آشنا نبودم رو سریع وارد می‏کردم . ویژگی این دیکشنری تعدد کالوکیشن‏ها و مثال‏هایی‏است که در اختیار قرار میده . به این ترتیب و با نگاه سریع به چندتا از این مثال‏ها برای هر لغت و طی چند ماه کاربرد خاص و دقیق هر لغت در ذهنم ثبت شده بود و این بود که سر کنکور هر 10 تا تست لغت عمومی برام آشنا بودن و 9 تاشو درست جواب دادم .

پروسه‏ای که توضیح دادم احتمالا در نظر اول وقت‏گیر، خسته‏کننده و دشوار به نظر میاد . اما به جرئت می‏گم طی 7 ماه، ساعت مطالعه زبانم در روز از 2 ساعت تجاوز نکرد و معمولا به یک و نیم ساعت محدود می‏شد . هرگز خسته نشدم چون با برنامه و هدف مشخص می‏خوندم و دشوار هم نبود چون این پروسه به صورت یک تفصیل فزاینده به مرور تکمیل میشد و در نگاه اوله که دشوار به نظر می‏آد . نهایتا درصد زبانم در کنکور 61.11 درصد شد .  

سعی می‏کنم در یک پست جدا در مورد زبان تخصصی و همینطور گرامر صحبت کنم . قبل از خداحافظی 2 تا نکته می‏گم که یادم رفت بالا عرض کنم  :

1 . برای خوندن زبان از همه چیز بیشتر روی دایره لغتتون وقت بزارین . هر چقدر می تونین لغت جدید پیدا کنین . لغات کاربردی از هر منبعی که باش راحتین .

2. زبان رو هر روز بخونین و هرگز حتی برای یک روز خوندنش رو متوقف نکنید .

 

 





نوع مطلب : زبان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


تماس با ما
تماس با ما
تــقـویـم
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 

ابزار هدایت به بالای صفحه

تحلیل آمار سایت و وبلاگ